بسم رب المهدي(عج)
امروز 8_9 صبح براي رفتن به جايي سوار تاکسي شدم . به محض سوار شدن مسافرهاي بعدي ، بحث داغ «سهميه بندي بنزين» شروع شد . يکي از مسافران که سعي مي کرد خيلي لفظ قلم صحبت کنه و خودش رو با سواد جلوه بده بحث رو به دست گرفت و بعد از نقدها و افاضات کم کم ذات خرابش را رو کرد .اول ادعا کرد که جانبازه و سر اين سهميه بندي هم چيزي بهش نمي رسه ، بعد با راننده شروع به بدگويي در باره نظام کردن و طرح براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران را با هم ريختن . و اين بين از ديوار کوتاه ما طلبه ها بالا رفتن و هر چي که دوست داشتن نثار آخوندها و طلبه ها کردن و بعد هم سراغ اسلام ناب محمدي (ص) . و اقاي مسافر افاضه فرمودن که ما نه اين نظام رو مي خوايم و نه اين اسلام محمدي (ص) و نه اون محمد (ص)رو ... (به خاطر نوشتن اين جمله عذر خواهي مي کنم)
خلاصه کار به کفر و کفر گويي کشيد . حالم اصلا خوش نبود ، شنيدين اين اراجيف هم حالم رو خراب تر کرد . مخصوصا گزارشات غرور اميز اقاي راننده از خرابکاري هاي همشهري هاش توي پمپ بنزين ها و... بنا رو گذاشتم به عدم صحتش ، غافل از اينکه ....
وقتي پياده شدم به اين فکر مي کردم که دين و اعتقادات مردم چقدر سبک و بي ارزشه که در ازاي چند ليتر بنزين مي فروشنش ! و اين سوال برام پيش اومد که اون اقاي به اصطلاح جانباز چرا اين حرفها رو زد؟ در حالي که خودش ماشين نداشت ولي بيشتر از راننده داغ کرده بود . جوابش سادست ، بخاطر ترس از گراني نيامده ! ادم هاي اين مدلي صبح تا شب تلاش مي کنند براي بدست اوردن چند هزار تومن و اون را صرف شکمشون مي کنند و انرژي حاصله رو هم فرداش صرف بدست اوردن چند هزار تومان ديگه و ....
چه سيکل معيوبي ! چه زندگي سگي اي ! ( خدايا از اين زندگي ها به تو پناه مي ارم ) بخاطر همين هم از سهميه بندي شدن بنزين تا حدي عصبي شده بود که به پيامبر خودش هم فحاشي مي کرد . اما به چه قيمتي ؟ اون پيامبرش رو ، دينش رو و اخرتش رو يه طرف معادله گذاشته بود و چند ليتر بنزين رو طرف ديگه معادله ! چه معادله معيوبي ! و به خاطر گروني چند هزار تومني که هنوز از راه نرسيده بود دينش رو فروخت .... حضرت امير (ع) مي فرمايند : « اين دنياي فاسد نکوهش شده را رها کنيد ، زيرا مشتاقان شيفته تر از شما را رها کرد ...» به نظر شما اين اقا با چند هزار تومان کم تر و بيشتر واقعا چقدر از دنيا رو مي تونست به دست بياره ؟ يا چقدر از زندگي اش رو آباد کنه؟ باز هم از زبان حضرت امير(ع) براتون بگم : « مردم براي اصلاح دنيا چيزي از دين را ترک نمي گويند ، جز انکه خدا انان را به چيزي زيانبارتر دچار خواهد کرد .» و« آگاه باشيد ، آنچه را با تباه ساختن دين به دست مي اوريد سودي به حالتان نخواهد داشت .» ادم هاي اين مدلي با اون چهار پايي که راهي جز اخور و طويله رو بلد نيست هيچ فرقي نمي کنند . براي دنيا مي دوند و اون رو کمتر به دست مي اوردند . ايا ازرش زندگي ما اينه؟ ايا دنياي ما همينه؟ اگه اينطوره که خيلي بي ارزش و پسته ....
اين اقا در خلال افاضاتش به شهدا هم توهين کردن و فرمودن که اين نظام مردم رو با حرفايي از قبيل حمايت از اسلام و ... فردا اون شهيد رو ميارن و ... سرگرم کردن و سي سال به اين مملکت چسبيدن ....
راستي ديروز سالگرد « شهداي سردشت» بود . شهداي مظلومي که توي جنهم شيمياي فرصت اخ گفتن هم پيدا نکردن . امثال اين اقا روي خون شهدا راست راست قدم مي زنند و اراجيف هم مي بافن . هر کسي نمي تونه خون رو لگد مال کنه مگر اينکه خودش خونخوار باشه و اين دست ادم ها خونخوارند ... ايا اين جزو انسانيت که ادم به کشته هاي راه ازادي و وطن پرستي اهانت کنه؟ اين در حالي که حتي در کشور هاي اروپايي هم به کشته هاي جنگ با ديده تقدس و احترام نگريسته مي شه ...
دم از اين مي زد که جانباز شيماييه ! از اين دست جانبازهاي کذايي که پنبه نظام رو توي اماکن عمومي مي زنند کم نيستد و اين اوليش نبود که حرفهاش رو مي شنيدم .
يه سوال : چرا توي اين دو سال اخير اين مدل بدگويي هاي جسورانه پشت سر دولتمردان و نظام زياد شده .توي دروه دولت قبلي چرا اين مسئله اينقدر قوت نداشت .يه پست جدا براي اين مطلب مي نويسم .
يه سوال ديگه : بنزين سهميه بندي شد ، اما دين چي ؟ انسانيت چي ؟ شعور چي ؟ شرف چي ؟ اينها هم سهميه بندي شد ؟.............
يه دعا : خدايا مهدي(عج) رو نفرست .... خدايا مهدي(عج) رو نفرست ... ما در عذاب باشيم بهتر از اينه که عزادار يه فاجعه ديگه به نام کربلاي مهدي باشيم .