بسم الله الرحمن الرحيم


امروز سر اذان ظهر کلي مادرم رو آزار دادم تا بتونم تفس توي اين کره ي خاکي رو تجربه کنم . مادر جان معذرت . تلاش خودخواهانه منو ببخش .



 


يه عزيزي مي گفت:« تولد» مسأله ساده اي نيست . کار اساني نيست . همانطوري که يه مادر سختي مي کشه ، نوزاد هم خيلي اذيت مي کشه و شايد رنجي رو که نوزاد متحمل ميشه خيلي بزرگتر از رنج مادر باشه . اخه اون خيلي ناتوان تر و کوچيک تر از اونه که اماده ي درد و رنج باشه ولي اونهايي که واقعا تحملش رو دارن مي تونن طعم زندگي رو بچشن .


 


مي دوني چرا يه نوزاد موقع تولدش گريه مي کنه ؟ چون وارد دنياي پرگناهي شده ؟ اره ! اينم تعبير جالبيه ! ولي ، دليل واقعيش اينه که گريه ، واکنش او به فشار و سختي اي هستش که تحمل کرده . شايد احساس مي کنه از تحملش خارجه .


 


اين دنيا پيچيده شده در سختي هاست . حتي براي ورود به اين دنيا هم بايد سختي و امتحاني مثل تولد رو پشت سر گذاشت . اگر از پس آن بر آمد استحقاق اين رو پيدا مي کنه که به شهر رنج ها ـ دنيا ـ قدم بذاره . يه نوزاد مثل يه قهرمان با مرگ مي جنگه . مرگي که هر لحظه ممکنه اون رو از صفحه هستي براي هميشه حذفش کنه .گريه هاي بعد تولد هم گريه ي يه قهرمانه پيروزه ! که پيروزيش رو به زحمت به دست اورده و اين پيروزي براي خودش هم باور نکردنيه ! به زحمت مي تونه باور مي کنه واقعا موفق شده !


 


بعد از اون هم با رشد جسم و عقل ، مشکلاتش هم بزرگ تر و پيچيده تر ميشه . اگه اون ادم کوچولو اينو يادش باشه که از پس مسأله بزرگي مثل تولد بر اومده ، ديگه با مشکلات کوچيک و بزرگي که توي زندگي براش پيش مياد خودش رو نمي بازه . احساس ناتواني نمي کنه و کلماتي مثل: « نمي تونم ـ تحمل ندارم ـ صبرم تمام شده ـ ديگه جانم به گلو گاهم رسيده ـ و... » رو از فرهنگ لغاتش حذف ميکنه . و به جاش مي نويسه : « خدايا چون مي بيني صبر مي کنم ـ خدايا چون با مني مردونه مي ايستم ـ چون دست تو با منه ، چون تو حامي مني قهرمانانه مي جنگم .... » درسته روزهاي سختي براي همه ادما پيش مياد ولي اگه اونها لحظه تولدشون رو به ياد بيارن که خدا با چشم هاي نگران مراقبشون بود . در تمام طول زندگي هم مهربانانه حمايتشون کرده ، ديگه چيزي به نام نااميدي و افسردگي و دپرسينگ بعد از شکست و ... معني نخواهد داشت .


 


پس بيايم به خاطر شجاعتي که موقع ورود به دنيا به خرج داديم ، توي اين دنيا هميشه شجاع باشيم .


 


اين پست رو براي الهه عزيزم نوشتم ، که مي دونم اين روزها به سختي دلش گرفته . 


 


 تولّد،مرگ،فراموشي


 


من براي چي زنده موندم ...؟


 


.................................................................................................................................................


 


ثبت نام براي چهله دعاي عهد :


بعد از مشورتي که با دوستان عزيز داشتيم ، تصميم گرفتيم به جاي چهله مناجات حضرت امير براي يک چهله دعاي عهد ديگه ثبت نام کنيم .


دليلش اينه که : يه عده از دوستان ، دير ليست چهله رو گرفتن و يه عده اي هم کلا از چهله جا موندن . از طرفي دقيقا از اخرين روز چهله حاضر تا نيمه شعبان 40 روز فاصله است . بهتر ديديم براي اين که چلهه مون با اين مناسبت همخواني داشته باشه دوباره چهله دعاي عهد رو راه بياندازيم . تا هم دوستان ديگه استفاده کنند و هم دوستاني که جامونده بودند فرصت دوباره اي داشته باشن . زمان چهله مناجات حضرت امير (ع) هم به زودي به دوستان اعلام مي شه .


براي کسب اطلاعات بيشتر به اينجا و اينجا و اينجا  و اينجا مراجعه کنيد


دوستاني که ثبت نام مي کنند روز 28 تير براي گرفتن ليست مراجعه کنند


 


 


نوشته شده در  دوشنبه 18/4/1386ساعت  7:33 صبح  توسط گنجشک کوچک 
  نظرات ديگران()


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[28/5/1387- 12:17 ع] اسامي کامل چهله زيارت آل ياسين
[23/5/1387- 12:24 ع] متن زيارت آل ياسين
[23/5/1387- 12:19 ع] متن زيارت امبن الله
[23/5/1387- 12:52 ص] چهله امين الله و آل ياسين
[31/4/1387- 8:32 ص] تکذيب
[10/4/1387- 8:49 ع] ثبت نام چهله امين الله
[10/4/1387- 8:2 ص] کتاب سوزي ، کتاب ساتوري!
[آرشيو شده ها]