جبران  خليل جبران :


« آنک که خدا مرا بسان سنگريزه اي درون  اين


 درياچه شگفت افکند ، سطح آب را باچرخابهاي


بيشمار پراکنده ساختم اما آنگاه که به قعر آب


رسيدم سراسر خاموش شدم./ »


آري  ! او چنين پنداشت اما گويي پندار سبز


 چنين مي انديشد که :


« انسانها دو دسته اند عده اي  سنگ و عده اي سيب اند .


آغاز آنها مشترک است ، هر دو هنگام ورود به درياچه


شگفت دنيا چرخبهاي بيشماري   را به دور خود مي سازند و


ديگران را تحت تأثير قرار مي دهند./


اما پايان آنها حکايتي است بس متفاوت !


سنگزيزه ها بناچار پس از مدتي به قعر آب خواهند


رسيد و خاموش خواهند شد . /


                                           اما سيب ها ؟!


آنها هرگز به قعر آب نخواهند رفت و خاموش


نخواهند شد . آنها جاودانه در درياچه باقي خواهند


ماند و در هر  تلاطم امواج چرخابي ديگر خواهند


ساخت ./


آنها روزي  به آسمان بر خواهند گشت و ابرها را


خواهند پيمود و در آخرين نقطه آسمان در


کنار محبوبشان تا ابد خواهند زيست . / »


سيّد صدرا / بهار /82


نوشته شده در  پنجشنبه 4/5/1386ساعت  8:23 صبح  توسط گنجشک کوچک 
  نظرات ديگران()


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[28/5/1387- 12:17 ع] اسامي کامل چهله زيارت آل ياسين
[23/5/1387- 12:24 ع] متن زيارت آل ياسين
[23/5/1387- 12:19 ع] متن زيارت امبن الله
[23/5/1387- 12:52 ص] چهله امين الله و آل ياسين
[31/4/1387- 8:32 ص] تکذيب
[10/4/1387- 8:49 ع] ثبت نام چهله امين الله
[10/4/1387- 8:2 ص] کتاب سوزي ، کتاب ساتوري!
[آرشيو شده ها]