بسم رب العلي (ع)
پيرزن هِن هِن کنان ، مشک آبي بر دوش از کوچه مي گذرد و زير لب چيزي زمزمه مي کند . خدا پسر ابوطالب را ...
براي کمک کردن جلو مي رود و مشک را از دوش پيرزن مي گيرد ،پيرزن آهي مي کشد و مي گويد : خدا اجرت دهد جوانمرد و در عوض پسر ابوطالب را ...
همانطور که رو به خانه پير زن رهسپارند از او مي پرسد : چرا پسر ابوطالب را نفرين مي کني ؟ پير زن با ناراحتي شروع به سخن مي کند : شوهرم در جنگ کشته شده و من ماندم و چند يتيم ... راه به جايي نمي برم ! الآن هم گرسنه اند .
وقتي وارد خانه پيرزن شد و اوضاع رقت انگيز بچه هايش را ديد ، سريع خارج شد و با مقداري خرما و آرد برگشت . درحالي که تنور پيرزن را روشن مي کرد و آتش را زبانه مي کشيد ، صورتش را نزديک آتش مي برد و مي گفت : بچش ! بچش! اي پسر ابوطالب که عذاب خدا بس سهمگين تر است ! که تو بينواياني چونين را فراموش کرده اي و بي خبري !
پيرزن به نان پختن مشغول بود و او به مراقبت از کودکان . با دست خود خرما در دهانشان مي گذاشت ، اما انگاه که ديد آنها غمگينند ، خود را مرکب آنها کرد ... و« بر آن شانه که پيامبر پا ننهاد کودکان را نشاند و از آن دهان که هراي شير مي خروشيد کلمات کودکانه تراويد ، آيا تاريخ ، به تحيّر ، بر در سراي ، خشک و لرزان نمانده بود ؟ »[1]
صداي قهقهه کودکان پيرزن را به تعجب انداخت ! دير زماني بود که صداي خنده آنها را نشنيده بود ! نزديک رفت ، ديد او کودکان را سواري مي دهد و گاه به گاه خرما به دهانشان مي گذارد و مي گويد : بچه ها شما را به خدا علي را ببخشيد ...! از گناه او در گذريد !!!
پيرزن گفت : من نمي دانم چگونه ازتو تشکر کنم . مدتها بود که صداي خنده ي اين کودکان را نشنيده بودم ... و دوباره علي بن ابي طالب (ع) را نفرين کرد ....
اگر زن همسايه نيامده بود و او را نشناخته بود نفرين پيرزن تمامي نداشت .
اين جلوه اي از محبت علي(ع) بود ، يادمان باشد ، مهدي (عج) پسر همان علي (ع) است .
....................................................................................................................................
فراخوان :
همانطور که دوستان عزيز مستحضرند مدت زيادي تا نيمه شعبان نمانده ، به همين خاطر بنده از همه وب نويس هايي که دوره عمومي و تخصصي مهدويت رو گذروندن(چه دوستاني که وب مهدوي دارند و چه دوستاني که در ساير زمينه ها قلم مي زنند ) دعوت مي کنم که در يک طرح هماهنگ در طول جمعه هاي باقي مانده ، به صورت دسته جمعي روي پست هايي با موضوع واحد کار کنند . به اين صورت که با مشورت دوستان و نياز سنجي يک سري موضوعات رو انتخاب کنيم و هر وب نويسي با قلم خودش در باره ي اون موضوع يک پست بنويسه . دوستاني که مايلن در اين طرح شرکت کنند ، پست اول رو جمعه اينده با موضوع ( دلايل نياز به امام زمان (عج) ازديدگاه قران و عقل ) کار کنند .
کم کاري در اين زمينه ، به خصوص از وب نويس هاي مهدوي و دوستاني که دوره مهدويت رو توي بنياد گذروندن اصلا قابل توجيه نيست ، برادر من ! خواهر من ! هيچ مي دوني بيشترين امار سايت در دنيا متعلق به بهائيته ؟! يعني بزرگترين دشمن مهدويت و مهدي (عج) که بزرگترين حاميش هم در جهان صهيونيسمه ! يعني دشمن بشريت ! اين يعني با وجود اين همه وب و سايت با موضوع مهدويت اونها دهها و بلکه صدها قدم از ما جلوترند . اين يعني ما هنوز هيچ کاري براي مولا و سرومان نکرديم . اين رو به خاطر داشته باشيم که ظهور فقط با گفتن و آرزو کردن محقق نمي شه ! يادمان باشه که ظهور مساله خارق العاده نيست که يکدفعه اتفاق بيفته ، نياز به زمينه سازي داره و اين به عهده ي ماست . پس يک يا علي بگين و قلم به دست بگيرين . ياعلي.