ازچشم دوست شوق وجودت چکيده است
اين باغ خشک غير تو باران نديده است
تو وعده بهشت پس از جهنمي
شعر جضور تو به درختان وزيده است
با احتمال اين که تو ادينه مي رسي
شوري ميان کوچه دلها دويده است
اين دست ، دست سبز نسيمي که هر بهار
هستي به جان مرده گلها کشيده است
گفتند تو ستاره جنگي و سالها ست
سرهاي بيشمار به راهت بريده است
اما تو رحمتي که خداوند مهربان
در ماجراي خلقت ما افريده است
درياترين نگاه غزل ساز و ابي ات
در چشم ارزوي زمان قد کشيده است
تو مي رسي و ذهن جهان مست عطر توست
يعني که سيب حضرت زهرا (س) رسيده است ...