بسم الله الرحمن الرحيم
مي خواهم روضه بخوانم ...
اما تويي که نشسته اي پاي روضه ام ، يادت باشد حق نداري بين اين روضه ام "سيلي" به صورتت بزني ، يا نگين انگشترت را برگرداني کف دست و بزني "گوشه چشمت" ... يا بکوبي به "سينه ات" ... يا فرياد بکشي ... يا ... يا ... بايد بين روضه ام جلوي دهانت را هم بگيري ... مثل ، مثل آن دختر بچه اي که ... کاش مي شد اينجا "آتشي" هم روشن کرد ... .
گفتند "روضه باز" نخوان!
به "چشم" ، روضه بسته مي خوانم...
يک اقيانوس ، شايد ، شايد يک آسمان ، نمي دانم شايد يک عاشق...کنار بستر دلآرامش ، با نگاهي ملتمسانه ، و "چشماني" نم ناک ، ورد لبش يک "التماس" است :
"نفس نفس" مزن پرستويم ....
فهميدي چرا گفتم به "سينه" ات نکوب...
يک چيز ديگر هم مي گويد :
ز خجلت کشته اي مرا ، ز بس از من تو "رو" گرفتي ...
شايد آنکه "سيلي" زده ، او هم نگين انگشترش را ...
فهميدي چرا گفتم حق "سيلي" زدن نداري ...
چند شب ديگر ...
يه تابوت ، روي شونه ي آسمونه ...
و ، و يک دختر بچه که آستينهايش را کرده توي دهانش ... تا ، تا صداي گريه اش ...
فهميدي چرا گفتم پاي روضه ام فرياد نزن؟!
يک چيزي هم من بگويم ؟!
رشته هاي موي ِ "ليلة القدر" ، رو به سپيدي گذاشته ...
و اما "ميخ ِ" در ، شده "ميخ ِ" اين در ، به رنگ خون ِ يار...
اين "ميخ" ، عجب رازداري است ...
..........................................................
* انگار نشد باز هم روضه بسته بخوانم ... .
ياعلي
بسم الله الرحمن الرحيم
شبهاي قدر رسيد ...
انا انزلناه في ليلة القدر ...
و ما ادراک ما ليلة القدر...
قد جعل الله لکل شي قدرا...
اما قدر يعني چه ؟ اندازه ؟ ميزان ؟ شايد ! ولي به نظر من قدر يعني رسانا ! حالا اين رسانا يعني چه ؟
خب هر چيزي که ما رو به خدا برسونه ، رساناست . ليلة القدر خير من الف شهر ... شب قدر برتر از هزار ماهه . يعني يک مسير هزار ماهه رو مي شه توي يک شب طي کرد . رسانا بهتر از اين مي خواي؟؟؟!!
اما اين رسانا يه تاريخ مصرفي داره . در ايام سال فقط يک شب ، شب قدره ! اگر استفاده کردي ، کردي ! اگر نکردي ، تاريخ مصرفش مي گذره و ديگه به درد نمي خوره . يعني اصلا ديگه چنين فرصتي در طول سال به دست نمي آد . از طرفي امام صادق (ع) مي فرمايند : قلب ماه رمضان شب قدر است . يعني اگر از شب قدر استفاده کردي ماه رمضان رو هم بردي و گرنه هيچ!
مثال ملموس بزنم . مثل نماز اول وقت ، که توي وقت فضيلت درهاي آسمان باز بازه ! اما هر چي که از وقت فضيلت بگذره اين درها کم کم بسته مي شن و آخر سر هم کيپ کيپ ! وبعضي از نمازها پشت در مي مونن !!!
بايد براي شبهاي قدر کارت ورود گرفت . کارت ورود استغفاره ! با استغفار اذن ورود باطني بگيريم . براي خدا اعتراف کنيم . يه تسبيح ورداريم و با هر استغفاري يه گناهي رو اعتراف کنيم ....اما بجز استغفار يک چيز ديگه هم هست . يک چيز ناب و قيمتي . و اون افزايش معرفت نسبت به بي بي دو عالم خانم فاطمه زهرا (س) است . چطور ؟ به خاطر اين حديث ؛ امام صادق (ع) : هر که فاطمه را ، آن گونه که سزاوار است ، بشناسد ، بي ترديد شب قدر را درک کرده است .
پس با در نظر گرفتن اين چيزها ، همين طور الله بختکي فقط به چشم هامون بيداري نديم ....
و در آخر يه جمله خدمت حضرت معشوق ؛
کريم در به روي بينوا نمي بندد
الهى ! لذت گرسنگى را در کامم برکت ده.
الهى ! واى بر آنکه در شب قدر ، فرشته بر او فرود نيامده با ديو همدم و همنشين گردد.*
1- فضيلت ماه رمضان
رمضان ، ماهي است که در آن قرآن فرو فرستاده شده است ؛ [ کتابي] که مردم را راهنما و [در بر دارنده ] نشانه هاي آشکار هدايت و ميزان تشخيص حق از باطل است . سوره مبارکه بقره آيه 185
پيامبر اکرم (ص) : درهاي آسمان در شب اول ماه رمضان گشوده مي شود و تا آخرين شب اين ماه بسته نمي شود.
پيامبر اکرم (ص) : اى مردم ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به شما رو کرده است، ماهى است که پيش خدا بهترين ماه است و روزهايش بهترين روزها و شبهايش بهترين شبها و ساعاتش بهترين ساعات.
پيامبر اکرم (ص) : بدبخت واقعي کسي است که اين ماه را پشت سر گذارد و گناهانش آمرزيده نشود .
پيامبر اکرم (ص) : رمضان ، رمضان ناميده شد ؛ زيرا گناهان را مي سو زاند .
امام حسن (ع ) : خداوند ماه رمضان را ميدان مسابقه اي براي آفريدگان خود قرار داده تا با طاعتش براي خشنودي او از يکديگر پيشي گيرند .
2-روزه
اي مومنان ! روزه بر شما مقرر شده است ؛ همچنان که بر پيشينيان شما مقرر شده بود ، شايد که پرهيزگار شويد . سوره مبارکه بقره آيه 183
پيامبر اکرم (ص) : روزه سپري است در برابر آتش
پيامبر اکرم (ص) : براي هر چيزي زکاتي است و زکات بدن ها روزه داري است .
پيامبر اکرم (ص) : باگرسنگي مجاري او (شيطان ) راتنگ نماييد ، که او مانند خون دربدن انسان جاري است .
پيامبر اکرم (ص) : روزه بگيريد تا تندرست باشيد .
امام علي (ع) : روزه دل ، انديشيدن به گناهان ، برتر است از روزه شکم ؛ يعني غذا خوردن
کساني که کتاب [ آسماني ] را به آنها داديم ، [و] آن را چنان که شايسته آن است مي خوانند ، ايشان اند که به آن ايمان دارند . سوره مبارکه بقره ، آيه 121
پيامبر اکرم (ص) : در ماه رمضان قرآن بسيار تلاوت کنيد .
پيامبر اکرم (ص) : هرگاه فردي از شما دوست داشته باشد که با پروردگارش سخن بگويد ، قرآن بخواند .
پيامبر اکرم (ص) : از خواندن قرآن غافل مشو ؛ زيرا قرآن دل را زنده مي کند و از فحشا و زشت کاري و ستم بازمي دارد .
امام محمد باقر (ع) : براى هر چيزى بهارى است و بهار قرآن رمضان است.
4- دعا واستغفار
پيامبر اکرم (ص) : دعاي روزه دار ردّ نمي شود .
پيامبر اکرم (ص) : خداوند در هر شب ماه رمضان مي گويد :« به عزت و جلالم سوگند ، به فرشتگان فرمان داده ام درهاي آسمان را بر روي بندگان دعا کننده من بگشايد ».
پيامبر اکرم (ص) : ماه رمضان ماه استغفار ، ماه روزه و ماه دعا است .
پيامبر اکرم (ص) : ماه خدا به سوي شما روي آورده است ... جان شما در گرو اعمال شما است ؛ پس آن را با استغفار آزاد کنید .
پیامبر اکرم (ص) : دعای شما در این ماه به اجابت می رسد .
امام علی (ع) : بر شما باد در ماه رمضان به بسیاری استغفار و دعا .
امام سجاد (ع) در ماه رمضان جز به دعا و تسبیح و استغفار و تکبیر لب نمی گشود .
پیامبر اکرم (ص) : هر کس شب قدر را احیاء بدارد ، تا سال آینده عذاب از او برداشته می شود .
پیامبر اکرم (ص) : هر کس از روی ایمان و برای رسیدن به ثواب الهی ، شب قدر را به عبادت بگذراند ، گناهان گذشته اش آمرزیده می شود .
امام صادق (ع) : قلب ماه رمضان شب قدر است .
امام صادق (ع) : هر که فاطمه را ، آن گونه که سزاوار است ، بشناسد ، بی تردید شب قدر را درک کرده است .
امام صادق (ع) : مقدرات در شب نوزدهم تعیین ، در شب بیست و یک تایید و در شب بیست و سوم [ماه رمضان] امضا می شود .
6 ـ اعمال نيک
پيامبر اکرم (ص) : مردم ! هر کدام از شما که اخلاق خود را در اين ماه اصلاح کند، روزي که در صراط پاها مي لغزد، جوازي بر صراط خواهد داشت.
امام صادق (ع) : هر کس در ماه رمضان صدقه اي بدهد ، خداوند هفتاد نوع بلا را از او دور مي کند .
پيامبر اکرم (ص) : اعتکاف در يک دهه از ماه مبارک رمضان برابر با ثواب دو حج و دو عمره است.
در پايان يک دعا : تقبل الله منا و منکم صالح الاعمال ....
خدايا!
ماه رمضانت هم رسيد...
فرصت دوباره براي آشتي ...
چقدر احمقانه فکر مي کردم که هنوز ...
هنوز سه چهار روز مونده ...
يعني خودمو زده بودم به اون راه يا واقعاً حواسم نبود...
نمي دونم!
اما اون شور و شوقي که قبل از نيمه شعبان داشتم ، همش از سرم پريده بود ....
راستش خدا جان ! امسال خيلي ترسيده بودم ...
مي ترسيدم به اين ماه رمضان نرسم ...
مي ترسيدم مرگ نذاره به مهمونيت برسم ...
شايد به خاطر ترس بود که شيريني آمدنش رو نتونستم بچشم...
آره ! شايد به خاطر ترس بود...
شب آخر دعا خوندم : اللهم رب شهر رمضان ، منزّل القران .... اللهم انه قد دخل شهر رمضان ...
اما هنوز خيال مي کردم آخر شعبانه! ولي ... ولي ، اول رمضان بود ...
خودمو زدم به حماقت يا واقعا ....
نمي دونم!
شب آخر اصلا حسش نبود ... يعني حس ورود به ماه مبارک...
انگار اتفاقي نيفتاده بود .....
يعني افتاده بود ها! ولي من مشاعرم از کار افتاده بود ....
حتي اشکهاي موقع مناجاتم هم سرد بود !
از دو ماه قبل قرار گذاشته بوديم ، گناه تکوني !
اما دريغ...!
مثل اينکه يه سال گذشته بد مدل خرابکاري کرديم ...
اينم وضع فجيح ورود ما به ماه رمضان ...!
راستي خدا جان !
يه مطلب وحشناک شنيدم نمي دونم چقدر درسته ...
« ميزان قبولي صوم و صلاة و بهره گيري از ماه مبارک به ميزان شور و شوقي که هنگام ورود به اين ماه داريم بستگي دارد ...»
وايييييييييييييي نه !
نه!
خدا جان!
ولي حالا که وارد شديم ، ديگه شايد فرقي نکنه که ورودمون چه مدلي بوده ! مي گم بهتر نيست به فکر بهره بردن از باقي ايام ماه باشيم ؟!!! اين يکي دو روز که گذشت . خدايا ! باقي روزها اين مدلي نگذره....!
خدايا چگونه شکرت کنم که عمرم را به سالي ديگر کشاندي و با اين همه بار گناه به رمضاني ديگر رساندي؟خدايا چگونه از عهده ي شکرت به در ايم که من لايق مهماني ات نبوده ام اما تو از فضل خود بر من منت نهادي .... خدايا مرا نيز با مقربانت بپذير...
اللهم فبارک لنا في الشهر رمضان ... اللهم اعنا علي صيامه و قيامه و نشطنا فيه الصلوة و لا تحجبنا من القرائة ...
کريم در به روي بي نوا نمي بندد
گشاي در به روي در به دري....
آمين !
بسم الله الرحمن الرحيم
«... وصيت اينجانب به حوزه هاي مقدسه علميه آن است که کراراً عرض نموده ام که دراين زمان که مخالفين اسلام و جمهوري اسلامي کمر به براندازي اسلام بسته اند و از هر راه ممکن براي اين مقصد شيطاني کوشش مي نمايند و يکي از راههاي با اهميت براي مقصد شوم آنان و خطرناک براي اسلام و حوزه هاي اسلامي نفوذ دادن افراد منحرف وتبهکار در حوزه هاي علميه است ، که خطر بزرگ کوتاه مدت آن بد نام نمودن حوزه ها با اعمال ناشايسته واخلاق و روش انحرافي است و خطر بسيار عظيم آن در دراز مدت به مقامات بالا رسيدن يک يا چند نفر شياد که با آگاهي بر علوم اسلامي و جا زدن خود را در بين توده ها و قشرهاي مردم پاکدل و علاقه مند است ، و ضربه مهلک زدن به حوزه هاي اسلامي واسلام عزيز و کشور در موقع مناسب مي باشد ..»

قطعه اي از زمين تو را مي خواند ، اما ايا با در بر گرفتن تو ذوب نمي شود ؟
قطعه اي از زمين تو را مي خواند ، اما چگونه ؟ با چه جرأتي ؟
قطعه اي از زمين تو را مي خواند ، همانگونه که مادرت زهرا(س) را خواند ....
قطعه اي از زمين تو را مي خواند ، اما ايا گنجايش روح بلند تو را دارد ؟ هرگز !
قطعه اي از زمين تو را مي خواند ، اما روح بلندت را خدا مي خواند، و مشتاقانه در انتظار پرکشيدنت است .
قطعه اي از زمين تو را مي خواند ، اما اماما با رفتنت قلب امتي شکسته است ...
بسم رب الحسين (ع)
12بهمن -22بهمن 1357
امام آمد
زبان قاصر است . به راستي قاصر، از شرح و وصف آن چه در استقبال از امام خميني در تهران گذشت .
سراسر تهران، از ان سوي فرودگاه مهرآباد در غربي ترين نقطه تهران تا ماوراي بهشت زهرا، در دورترين نقطه ي جنوبي آن، به يک اقيانوس عظيم انساني تبديل شده بود .
يک ، دو، پنج و به قول کسي که تمام مسير را پيموده بود،ده ميليون انسان، اين اقيانوس عظيم توفنده و پرخروش را پديد آورده بودند.
سي وچند کيلومتر به عرض متوسط سي متر ، و ميدان بزرگ آزادي که گنجايش صدها هزار نفر را دارد، به علاوه گورستان بزرگ 3،600،000 متري بهشت زهرا، سراسر آکنده از جمعيت بود. جمعيتي گرد آمده از اقصي نقاط کشور، سرشار از شور و شوق و فرياد «خوش آمدي خميني»
اولين پيام امام در وطن
خون هاي جوانان ما براي اين ريخته شده که ما آزادي مي خواهيم . ما پنجاه سال است که در اختناق به سر برده ايم. نه مطبوعات داشتيم، نه راديو و نه تلوزيون صحيح داشتيم ،نه خطيب مي توانست حرف بزند و نه اهل منبر مي توانست حرف بزند و نه امام جماعت مي توانست کار خود را بکندو...
اين آدم ، دولت اين آدم ، تمام اين ها غير قانوني است و اگر ادامه دهند، مجرمند و بايد محاکمه شوند. ما آن ها را محاکمه مي کنيم . من دولت تعيين مي کنم . من تو دهن اين دولت مي زنم . من به پشتيباني اين ملت دولت تعيين مي کنم. من به واسطه ي اين که ملت من را قبول درد،(کف زدن ها و صلوات ...«مردم ناشي بودن!»)
آقاي ارتشبد شما نمي خواهيد که مستقل باشي؟ آقاي سر لشکر شما نمي خواهي که مستقل باشي؟ مي خواهي نوکر باشي؟من به شما نصيحت مي کنم بياييد درآغوش ملت و همام چيزي که ملت مي گويد بگوييد . بگوييد ما بايد مستقل باشيم .....
بختيار
ايستادگي من ادامه خواهد يافت
نخست وزير گفت ما نبايد با خشونت در مقابل مردم بياستيم . بلکه بايد به مخالفين خود به چشم برادر نگاه کنيم! من بارها گفته ام اين تحمل و مداراي ما دليل بر ضعف ما نيست و تا آنجا که نشان داده ام در جايي که لازم به ايستادگي است به هر قيمت که باشد ايستادگي خواهم کرد .
نخست وزير افزود من بيش از انکه ايت الله خميني به ايران بيايد در يک نطق صريح و بسيار روشن تذکر دادم که هر خوني ريخته شود و هر تشنجي که صورت گيرد ، مسوولان ان را به اسم معرفي خواهم کرد . زيرا معتقدم که بايد هر کس مسووليت خود را قبول کند .
هر قدر اين اقايان بخواهندبا هوار و جنجال ما را بيرون کنند و دولت ما را متززل سازند موفق نخواهند شد. در اين ميان تنها راي ملت حاکم است و من هميشه براي مذاکره آماده ام ، ولي وقتي صحبت از انقلاب و تشنج و از پاي در آودرن مملکت باشد بايد بدانند که ايستادگي من ادامه خواهد يافت و پيروزي هم از ان کسي است که حتي نمي ساعت مقاومتش بيشتر باشد!!!.
معرفي نخست وزير حکومت اسلامي
امام خميني در يک کنفرانس مطبوعاتي بسيار مهم ،مهندس بازرگان را ، به عنوان نخست وزير دولت موقت حکومت اسلامي معرفي کرد .
جناب آقاي مهندس مهدي بازرگان را سال ها ست مي شناسم و مردي است،فاضل متدين ملي و امين به ملت بدون گرايش به چيزي که خلاف مقررات شرعي است .
من ايشان را معرفي مي کنم.
من بايديک توضيح ديگري هم بدهم و آن اينکه من که ايشان را حاکم کرده ام ، يک نفر آدمي هستم ، که به واسطه ولايتي که از طرف شارع مقدس دارم ، اين را قرار داده ام . ايشان واجب الاتباع هستند. ملت بايد از او اتباع کنند.يک حکومت عادي نيست ، حکومت شرعي است. بايد از او اتباع کرد .
مخالفت با اين حکومت مخالفت با شرع است ...
متن سخنان مهندس بازرگان
بسم الله الرحمن الحيم و ان النصر قريب
خداي بزرگ را شکر مي کنم که چنين اعتبار و حسن شهرتي را ، که به هيچ وجه اهليت و لياقت آن را نداشتم ، به من ارزاني داشته است. همين موهبت الهي باعث شده ، تا آيت اله، ابراز اعتماد کرده و ارجاع چنين مسووليتي را به بنده عنايت بفرمايد . هم چنين تشکر مي کنم از ملت ايران . همان طور که آيت اله مکرر تاکيد فرموده :«به نام ملت ، هم صداي ملت و براي ملت ، گام هاي خود را برداشته و صداهاي خود را بلند کنيد .
بازرگان ، بازرگان نخست وزير ايران
راهپيمايي به نفع مهندس بازرگان، نخست وزير منتخب امام خميني ، تهران و ديگر شهرهاي ايران را امروز تبديل به دريايي پرتلاطم کرد . در حالي که از ميدان فوزيه تا ميدان آزادي را فرشي از مردم پوشانده بود، خبرهاي رسيده از شهرستان ها حاکي است ، تمامي شهر ها و حتي پاره اي از روستاها ، عرصه ي عظيم ترين راه پيمايي ها و تظاهرات خياباني بود.
جنگ مسلحانه
راديو لندن : احتمالا هيچ وقت آشکار نخواهد شد که چه کسي فرمان گشودن آتش بر روي تظاهرکنندگان را در نزديکي دانشگاه تهران صادر کرد.
حوادث اخير به شدت موقعيت دکتر بختيار را به خطر خواهد انداخت و گفته مي شود او از اين که کنترل خود بر ارتش را زا دست داده ، بسيار افسرده است. اما ، در عين حال به نظر مي رسد ، ارتش با دادن اجازه انجام راهپيمايي ديروز ، دست به يک عقب نشيني تاکتيکي زده است .
بعضي از تظاهرکنندگان گفته اند، اگر رهبران شان اجازه دهند، آنها متقابلا به نيروهاي نظامي تيراندازي خواهند کرد. در تظاهرات ديروز مقداري تبر و چاقو جمع اوري شد . پزشکي که در يک بيمارستان عمده کار مي کند و به حال 30تن از مجروحان رسيدگي کرده بود، گفت: موضوعي که رنج آور است ، اين است که از جراحات اين افراد که اغلب در ناحيه سر و سينه است، واضح است که افراد ارتش به منظور کشتن ، آنها را هدف قرار داده اند...
گزارشي از پيروزي
*منع عبور و مرور
گروهي مسلح شدند و دولت بختيار به هراس افتاد. چاره اندشيد و حلقه ي حکومت نظامي را تنگ تر کرد . اخبار ساعت 14 اعلاميه ي فرمانداري را با تحکم به گوش مردم خشمگين رسانيد : به دستور فراندار نظامي و به خاطر آسايش مردم ، مقررات منع عبور و مرور از ساعت 5/4 بعد از ظهر تا 5 بامداد خواهد بود. اما خشم مردم نه تنها فروکش نکرد ، که مشت ها بيشتر فشرده شد.
*حالا ديگر مردم مسلح بودند .
لحظه به لحظه آتش خشم مردم شعله ورتر مي شد. فرياد مي کشيدند و با گام هايي استوار، شعارگويان حرکت مي کردند. مي گفتند:
«همافر ، همافر، تو نور چشم مايي»
گروهي ديگر نيز بانگ بر مي آوردند :
«مرگ بر اين ارتش مزدور شاه»
به همين ترتيب صبح روز بعد، مردم درتمام نقاط شهر به پاسداري مشغول بودند، در اين مدت تعدادي از کلانتري ها به تسخير مردم در آمدند و تعدادي ديگر به وسيله خود ماموران تخليه شد. دراين جنگ و گريز مقداري اسلحه گرم به تصرف مردم در امد. حالا ديگر مسلح بودند:
«واي به روزي که مسلح شويم »
افرادي مسلح به سوي پادگان نيروي هوايي و عشرت اباد حرکت کردند . شهر در اختيار مردم بود . گروهي از جوانان دلير و جان باز تا صبح شهر را در اختيار داشتند.
*پاسداري
پس از انکه پادگان قلعه مرغي ، ژاندارمري24 اسفند ، جمشيديه و پادگان جي ، به اشغال مردم در آمد. جوانان محله تا صبح پاسداري مي کردند، زيرا شايع شده بود دو اتومبيل پيکان و پژو که افراد آن مسلح هستند و به عمال رژيم سرنگون شده وابسته اند. در خيابان ها به ربودن اسلحه و کشتار مردم مشغولند.
اينک ايراني ثابت کرد ، صبر مردان و دل اميدواران دارد. اينک ايراني ثابت کرد خون اصيلش، هرگز ستم امپرياليستي را تحمل نخواهد کرد.
ْآزداي براي همه
اينک به جشن آزادي بنشين . اينک پيروزي حق را بر باطل لمس کن . اينک آزادي ديدني است، شنيدني است. آزادي رامي شود در چشم هاي پرغرور مردان و زنان شهر ديد. اما هشدار ! آزادي را که به بهاي خون به کف آورده اي ، آسان از دست ندهي ..........
بسم رب الحسين(ع)
والفجر و ليال عشر 
با سلام
تا حالا شده تصميم بگيري دنيا رو عوض کني يا حتي آدمهاي دور وبرت رو ؟
از وضع اطرافيانش، از انحرافات اخلاقيشون ...حتي از مذهبي هاشون که پر از شک و شبه بودن ، از دختر عموش که با دست و پاي برهنه جلوي نامحرم ظاهر مي شه! از پسر خالش که چشمهاي معصوم بچه کوچيکش رو به تصاوير مستحجن ماهواره عادت مي ده ... از اون يکي که الکي و اون يکي که معتاده حتي داشت غصه يکي از فاميلهاي دور رو مي خورد که دخترش از راه نامشروع بچه دار شده بود . از اينکه دختر خاله 13-14سالش که اصلاح صورتش رو از نماز واجب تر مي دونه !!! و شکايت از اينکه با وجود اينکه طلبه است،از تاثير گذاشتن روي فاميل عاجزه !
مي گفت نمي تونم به فاميل فشار بيارم ... همينطوري منو خانوادم رو از جمعشون طرد کردن !و غريبه به حساب مي آرن جلوي من مذهبي بازي در مي ارن و پشت سرم واي چکارها که نمي کنن؟
يا اون يکي از برادرش گله مي کرد که ابروهاش رو زنونه برمي داره و از 13-14سالگي دوست دختر داره !...
من در جواب اين دوستان فقط يه ماجراي واقعي رو تعريف کردم:
يه کشيشي لحظه هاي اخر عمرش بود ولي به شدت گريه مي کرد . اطرافيان ازش علت گريه رو پرسيدن . با اندوه جواب داد:وقتي جوان بودم قصد داشتم همه دنيا رو عوض کنم ! مدتي که گذشت ديدم نه نمي شه ! تلاشم رو بر اين متمرکز کردم که وضعيت کشور رو عوض کنم ! به ميان سالي که رسيدم ديدم نه اين هم نمي شه! تصميم گرفتم مردم شهرم رو عوض کنم ، اون هم نشد،اين سالهاي اخر هم خواستم افراد خانوادم رو عوض کنم ،ولي اون هم نشد !!! تصميم گرفتم خودم رو عوض کنم، ولي ديگه وقت تمام شده بود ! و عمرم به پايان رسيده بود !. حالا که در آستانه مرگم فهميدم که براي عوض کردن خانوادم ، شهرم ، کشورم ،و حتي همه دنيا بايد قبلا خودم رو عوض مي کردم !!! ولي من از تغيير دادن خودم غافل بودم .....
ولي يه کسي اين کار رو کرد ... اون امام خميني(ره) بود ... ايشون سالها خودسازي کردن و شخصيتي محکم و پولادين براي خودشان ساختن . بعد به جنگ ناهنجاريهاي ديگران رفتند . امام توانست در مدت کمي نه تنها شهر و محله بلکه مردم يک کشور رو عوض کنه امام حتي معادلات سياسي ابرقدرتها رو بهم ريختن و مسلمانها رو که در نهايت ذلت بودن عزت بخشيدن .
نکته : ثبت نام حوزههاي علميه خواهران شروع شده براي اطلاعات بيشتر به اينجا سر بزنيد.











































ان سوره که ايه ايه اش زهرا شد کوثر شد و مجتبي از او پيدا شد
سي جزء کتاب نور را کل کمال در نيمه اين ماه خدا معنا شد
حضرت رسول اکرم (ص):اگر عقل و خرد تجسم مي يافت چهره حسن را به خود مي گرفت .
ميلاد سبط اکبر و نور دل حيدر و ميوه قلب زهرا (س) را خدمت همه دوستان تبريک عرض ميکنم .
امام غريب و مظلومم قول داده بودم که در راه کاستن از غربتت تلاش کنم الوعده وفا کمه ولي ياکريم اقبل مني اليسير .
پاسخ به شبهه اي در مورد صلح امام حسن کوچکترين کاري بود که توانستم بکنم .